زنجان | رئیس اداره تبلیغات اسلامی استان شهرستان زنجان :
جهاد تبیین واجب فوری و محور اصلی فعالیتهای فرهنگی است
اداره کل امور بانوان | گفتوگو با راضیه اکبری، معاون راهبری محتوایی مركز راهبری و همآهنگی بانوان سازمان تبلیغات اسلامی
راضیه اکبری، معاون راهبری محتوایی مركز راهبری و همآهنگی بانوان سازمان تبلیغات اسلامی، در گفتوگویی كه در ادامه میخوانید، چشماندازی جامع از این فعالیتها و چالشها، برنامهها و دستاوردهای مرکز ارائه میدهد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، در سالهای اخیر، تحولات اجتماعی و فرهنگی در کشور، به ویژه در حوزه زنان، با سرعتی چشمگیر پیش رفته و فرصتها و چالشهای تازهای برای جامعه ایجاد کرده است. در این شرایط، فعالیتهای فرهنگی و برنامهریزی راهبردی برای توانمندسازی زنان و ارتقای نقش آنها در جامعه بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
مرکز راهبری و همآهنگی بانوان در سازمان تبلیغات اسلامی با تدوین سندهای راهبردی و برنامههای محتوایی، تلاش میکند تا فعالیتهای فرهنگی را از سطح نمایشی و گزارشمحور به فرآیندی هدفمند، عملیاتی و اثرگذار تبدیل کند. این مرکز با رصد دقیق وضعیت بومی استانها، شناسایی کنشگران واقعی و تولید محتوای متناسب با نیازهای روز، به دنبال ایجاد تغییرات ملموس در نگرشها و رفتار جامعه زنان است. راضیه اکبری، معاون راهبری محتوایی مركز راهبری و همآهنگی بانوان سازمان تبلیغات اسلامی، در گفتوگویی كه در ادامه میخوانید، چشماندازی جامع از این فعالیتها و چالشها، برنامهها و دستاوردهای مرکز ارائه میدهد.
*برنامهها و سندهای راهبری مرکز امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی بر چه مبنایی تدوین میشوند و چه معیارهایی در تعیین اولویتها نقش دارند؟
در سندهای راهبردی مرکز امور بانوان، یک خلأ جدی مشاهده میشد؛ استانها توانایی طراحی و تدوین «طرح عملیات» را نداشتند و معمولاً برنامهها از ستاد ابلاغ میشد و استانها صرفاً نقش مجری را ایفا میکردند. علت اصلی این مسئله، عدم شناخت دقیق استانها از «بوم خودشان» بود؛ یعنی نه دقیق میدانستند نیازهایشان چیست و نه مقصد نهاییشان روشن بود. برای رفع این مشکل، مدل «بومشناسی» طراحی شد. در این مدل، سند راهبردی از شناخت وضعیت موجود استان آغاز میشود؛ با استفاده از الگوی SWOT(مدلی برای ارزیابی موقعیت رقابتی و توسعه برنامهریزی راهبردی)، نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای استان شناسایی میشود. بهعنوان مثال، یک استان مانند مازندران بررسی میکند که توانمندیها و چالشهایش کداماند و چه فرصتها و تهدیدهایی پیش روی دارد.
پس از این مرحله، استان وضعیت مطلوب خود را تعریف میکند؛ مثلاً هدفگذاری میشود که تعداد کنشگران استان تا افق ۱۴۰۵ از هزار به پنج هزار نفر برسد. سپس، راهبردها مشخص میشوند و در نهایت به برنامههای عملیاتی خرد تبدیل میشوند. این برنامهها شامل جزئیات کامل هستند؛ مجری کیست، محل اجرا کجاست، مخاطب چه کسانی هستند و برای آن بازه زمانی، نیروی انسانی و بودجه مورد نیاز تعریف میشود.
این رویکرد باعث شد استانها توانمندی واقعی در طراحی و اجرای برنامهها پیدا کنند. تاکنون حدود ۳۰ سند راهبردی استانی تدوین شده که برخی تا چهار بار بازنگری شدهاند و همچنان در مسیر اصلاح قرار دارند. از این میان، ۱۰ استان به مرحله تصمیم نهایی رسیده و تقریباً ۲۰ استان دیگر در حال تکمیل و بازنگری سندهای خود هستند.
*هنگام تعیین محتوای مورد نیاز برای بانوان، بیشتر به مطالبات واقعی مردم توجه میکنید یا نیازها و اهداف سازمانی؟
سند راهبردی براساس نیازها و اهداف سازمان تبلیغات اسلامی تدوین میشود، اما این اهداف با توجه به نیاز مخاطب تنظیم و پیش برده میشود.
*اولویتهای اصلی معاونت محتوایی مركز راهبری و همآهنگی بانوان سازمان تبلیغات اسلامی در سالهای اخیر چه موضوعاتی بودهاند و این اولویتها چگونه شکل گرفتهاند؟
در گذشته به این واحد اداری «امور بانوان» گفته میشد که برنامهها باید به موضوعاتی مانند حجاب و عفاف یا جمعیت معطوف شود، اما با تدوین سندها، استانها خود متوجه شدند که در بوم هر استان، مسائل و اولویتهای جدیتری وجود دارد. آنها بررسی کردند که نقاط قوت استانشان چیست و چه تهدیدهایی دارند. برای مثال، یکی از استانها به مسئله طلاق پرداخته بود.
در این فرآیند متوجه شدیم که برخی استانها سندهایشان واقعبینانه و مبتنی بر بوم استان بود، اما برخی دیگر سندها کلان و بدون توجه به وضعیت واقعی نوشته شده است. این مسئله نشان داد که یک نقطه چالش وجود دارد و آن، فقدان رصد و اتاق وضعیت در استانها بود.
از این رو، ما یک اتاق وضعیت و رصد در مرکز ایجاد کردیم و این ساختار در استانها نیز شکل گرفت. تیمها در استانها مشخص شدند تا بتوانند وضعیت واقعی را پایش کنند. این کار باعث شد که استانها دقیقتر ببینند کدام شهرستانها وضعیت خاصی دارند و سند راهبردی به صورت عملیاتی پیش رود.
یکی از نکات جالب این بود که استانها با ما تماس میگرفتند و میگفتند آییننامهای تنظیم کردهاند و برای ما ارسال کردهاند. رصد ما در محورها برای آنها جذاب بود؛ مثلاً بررسی جریانهای انقلابی و معارض در استان و شناسایی کسانی که در حوزه زنان در جبهه معارض فعالیت میکنند. وظیفه سازمان این است که این افراد شناسایی و اقدامات مقابلهای انجام شود.
این روند باعث شد که استانها خودشان به تعریفی از بوم استان برسند؛ یعنی کارشناسان ما بتوانند به مرحلهای برسند که نقاط ضعف بانوان در استان خود را به صورت مستقل شناسایی کنند. این یکی از دستاوردهای مهمی بود که باعث شد استانها خودشان نقشه راه عملیاتی خود را تدوین کنند.
*رصد در استانها بر چه اساسی انجام میشود و چه مراحل و محورهایی دارد؟
ما از استانها خواستیم که رصد را بر اساس ظرفیتها و واقعیتهای بومی خود پیش ببرند. ابتدا تیمهای استانی موظف شدند سراغ دانشجویان و فعالان اجتماعی استان خود بروند، همچنین کنشگران میدان و افراد اثرگذار در شهرستانها را شناسایی کنند. این رصد باید شهرستان به شهرستان انجام شود و شامل سه محور اصلی است.
محور اول، بررسی بوم استان و آسیبهایی است که استان در حوزه زنان با آن مواجه است.
محور دوم، شناسایی مخاطبان و کنشگران واقعی است؛ یعنی کسانی که فعالیت فرهنگی در عرصه زنان انجام میدهند و برنامههای ما میتوانند در بستر فعالیت آنها پیادهسازی شوند. بسیاری از استانها پیش از این، تمرکز بر تعداد محدودی از بانوان فعال بود؛ اما ما از آنها خواستیم افق دید خود را گسترش دهند و تمامی کنشگران واقعی در دانشگاهها، مدارس، معلمان، مربیان قرآنی، حتی آرایشگران، ورزشکاران و سایر اقشار فعال را شناسایی کنند.
محور سوم، نیز بررسی جریانهای انقلابی و مبارز در استان است؛ این آییننامهها برای استانها ارسال شده و آنها پس از تکمیل، به ما بازگرداندهاند.
برای این پروژه، یک بازه زمانی چهار ماهه تعریف شده و ما بهصورت گام به گام از هر استان گزارش دریافت میکنیم. مرحله اول رصد شامل تیم رصد و جمعآوری اطلاعات از بوم استان و آسیبهای موجود است که هماکنون منتظر دریافت گزارشهای آنها هستیم.
*ارتباط گرفتن با فعالین دانشگاه و فعالین میدانی استانها چقدر در پیشبرد برنامهها و اثربخشی آنها مؤثر بوده است؟
در آغاز، برخی استانها بیشتر به آمارهای کمی توجه میکردند و اطلاعات را از مراکز رسمی جمعآوری میکردند؛ مانند استانداری، وزارت کشور، بهزیستی و ثبت احوال. حتی ۱۵ استان این آمارها را بهعنوان پیوست سند خود درج کرده بودند. اما تجربه نشان داد که رصد صرفاً کمی و عددی، برای کار فرهنگی و برنامهریزی در حوزه زنان کافی نیست. ما به رصد کیفی نیاز داشتیم؛ یعنی استانها باید بتوانند میدان واقعی فعالیت خود را شناسایی کنند.
رصد کیفی به استانها امکان میدهد تا مشخص کنند چه کسانی در حوزه زنان کنشگر واقعی هستند و چه جریانهای فرهنگی مثبت یا معارض فعالاند. این موضوع فراتر از جمعآوری آمار صرف است و شناخت دقیق از افراد اثرگذار و سازمانهای مردمنهاد فعال در استان اهمیت دارد. برای نمونه، در حال حاضر هفت جریان اصلی در کشور در حوزه زنان فعالیت فرهنگی دارند؛ شناسایی و تحلیل فعالیتهای آنها بر عهده سازمان تبلیغات است.
برای ارتقای رصد، استانها به تعامل با افرادی که تحلیل دقیق از میدان دارند، مانند دانشجویان جامعهشناسی، فعالان حلقههای میانی و کارشناسان حوزه زنان، ترغیب شدند. این افراد میتوانند دادههای کمی را به تحلیلهای کیفی تبدیل کنند؛ مثلاً دلایل کاهش نرخ جمعیت را با توجه به نرخ ازدواج و طلاق در استان تحلیل کنند.
اکنون، ده استان تیم رصد خود را تشکیل داده و با دانشگاه و فعالان میدانی ارتباط برقرار کردهاند. بهعنوان نمونه، یکی از شهرستانهای اصفهان گزارش داد که در حوزه تبلیغ جریان بهاییت، یک خانم مبلغ حدود ۸۰۰ نفر را تحت تأثیر دارد. چنین اطلاعات دقیقی به استانها امکان میدهد برنامههای هدفمند و اثرگذار طراحی کنند.
هدف از رصد کیفی، توانمندسازی استانها برای برنامهریزی مؤثر است. امروز استانها قادرند معضلات خود را شناسایی کنند و با توجه به مخاطبان و کنشگران واقعی، اقدامات فرهنگی مؤثر طراحی و اجرا کنند. پیشتر، بوم طرح و برنامه استانها اغلب ناقص بود و از ستاد ابلاغ میگرفتند، اما اکنون کارشناسان میتوانند با تحلیل دقیق میدان، بوم ۱۴۰۵ را کامل پر کنند و برنامههای عملیاتی مشخص ارائه دهند. ما خودمان این تغییرات و خروجیها را مشاهده کردهایم و الحمدلله آثار مثبت آن در حال ظهور است.
*محورهای اصلی و مسائل کلیدی که در حوزه زنان دنبال کردهاید چه موضوعاتی بوده و سند راهبردی استانها چگونه طراحی میشود تا اثرگذاری واقعی داشته باشد؟
ما در حوزه زنان با یک نظام مسائل کامل مواجه هستیم و ورود ما در چند محور کلیدی بوده است؛ ازدواجهای اجباری در استانها، به ویژه دختران، ترک تحصیل دختران، مسائل مرتبط با طلاق و حواشی جدید مرتبط با ازدواج و زندگی خانوادگی در استانها.
همچنین با توجه به ارتباط ما با مجموعههایی مانند مرکز پژوهش های مجلس، میتوان گفت که این نظام مسائل هنوز در سطح ملی به تصویب نرسیده و ساماندهی نشده است. در برخی مناطق، بهویژه غرب ایران، شاهد مواردی مانند خودسوزی دختران به دلیل فشارها و اجبارها هستیم که نشان میدهد برخی دختران در شرایطی قرار میگیرند که جز اقدام به خودآسیبی، راه دیگری پیش رویشان نیست.
سازمان تبلیغات اسلامی وظیفه کار فرهنگی و جهاد تبیین را بر عهده دارد. ما بر اساس شرایط هر استان، میتوانیم موضوعات متنوعی را در دستور کار قرار دهیم. به عنوان مثال، در برخی شهرستانها، به توانمندسازی دختران در نواحی مختلف، ارائه آموزشهای تخصصی و ایجاد فرصتهای کارآفرینی ورود کردهایم.
در یکی از شهرستانها، تمرکز بر آموزش و نرخ بالای ترک تحصیل دختران بود. به همین منظور، دورههای آموزشی برای دختران و والدین آنها برگزار شد و زمینههای کارآفرینی فراهم گردید. در نتیجه، حدود ۲۰ نفر از فعالان محلی شروع به فعالیت کردند و دختران توانستند مشغول به کار شوند و درآمدزایی کنند. این اقدامات باعث شد فشارهای اقتصادی دیگر منجر به آسیبهای جدی مانند خودسوزی نشود.
تمام این اقدامات در سند راهبردی به عنوان راهبرد کلان لحاظ شده است. به استانها اعلام کردهایم که راهبردها باید با مسیرهای گذشته متفاوت باشد. دیگر منبر رفتن پاسخگو نیست و راهبردهای جدید باید براساس تحلیل دقیق میدان و نیازهای واقعی طراحی شود تا اثرگذاری لازم را داشته باشد.
*میتوانید نمونهای از برنامه یا محتوایی که توانسته تأثیر ملموس بر نگرش یا رفتار جامعه زنان داشته باشد، برای ما ذکر کنید؟
یکی از برنامههایی که توانسته تأثیر قابل توجهی داشته باشد، پاتوقهای گفتگو است. ما اکنون حدود دو هزار پاتوق گفتگو در سراسر کشور داریم.
ما برای هر گفتگو سناریو مشخص میکنیم و به اجراکنندگان ارائه میدهیم؛ به این صورت که اگر یک فرد موضوع خاصی را مطرح کرد، پاسخ مشخصی داشته باشند و در ادامه گفتگو بتوانند شبهات را پاسخ دهند. مثلاً در محورهای جمعیت، جنگ، حجاب و مناسبتهای دینی، سناریوهایی دقیق آماده کردهایم که همه جزئیات گفتگو در آن لحاظ شده است. هدف ما صرفاً گردهم آوردن ۲۰ نفر و صحبت آزاد نیست؛ ما موضوعمحور وارد میشویم تا هدف برنامه محقق شود.
مرکز ما محتواهای جامع و منسجمی برای اجرای این گفتگوها تولید میکند. تاکنون، پنج محتوای کامل آماده شده است که هر یک برای مناسبتها و موضوعات مشخصی مانند محرم، اربعین، فاطمیه، حجاب و جمعیت طراحی شدهاند. این محتواها در اختیار استانها قرار میگیرد تا کارشناسان و مجریان بدون آمادگی وارد میدان نشوند، پاسخها دقیق و کامل ارائه شود و از ایجاد شبهات جدید جلوگیری گردد.
یک برنامه دیگر، نشریه «سها» است که در معرفی افقهای پیشرفت برای زنان بسیار موفق عمل کرده است. دختران دبیرستانی از نشریه «سها» استقبال زیادی كردهاند. بسیاری از آنها پیش از این نمیدانستند در کشور نمونههای موفقی وجود دارند؛ زنانی که در حوزه نانو، فضانوردی یا صادرات، فعالیت میکنند. «سها» این الگوهای موفق را به نمایش گذاشت و به دختران نشان داد که فرصتهای پیشرفت و شکوفایی در کشور فراوان است و آنها میتوانند با اعتماد به نفس هویتی و علمی خود، مسیر موفقیت را طی کنند.
*مهمترین چالشهایی که در مسیر تولید محتوا و اجرای سندهای راهبری با آن مواجه هستید، چیست و چگونه تلاش میکنید آنها را حل کنید؟
مهمترین چالش ما این بود که تا پیش از این، فعالیتهای استانها عمدتاً به شکل نمایشی و گزارشی انجام میشد. یعنی اقداماتی که در میدان انجام میشد، تنها به صورت گزارش ارائه میگردید و عمق اثرگذاری واقعی آنها بررسی نمیشد. بهعنوان نمونه، وضعیت حجاب یا شاخصهای دیگر به روشنی نشان میداد که اقدامات انجامشده نتوانسته تأثیر ملموس و کافی داشته باشد، اما این موضوع در گزارشها منعکس نمیشد.
چالش دیگر، متقاعد کردن استانها برای پذیرش رویکردی واقعی و اثرگذار بود. از ابتدای خرداد، در نشستهای کارشناسان با استانها تعامل مستمر برقرار کردهایم تا آنها روند فعالیتهای فرهنگی و راهبردی خود را با دقت و برنامهریزی به پیش ببرند و صرفاً به انجام اقدامات سطحی و گزارشمحور اکتفا نکنند.
هدف ما این است که سازمان تبلیغات اسلامی فعالیتهای خود را محدود به گروه کوچکی از بانوان چادری و مبلغ نکند، بلکه تمام زنان جامعه مخاطب ما باشند. البته در مسیر اجرای این رویکرد، برخی مدیران استانی در ابتدا با تغییر نگاه ما چالش داشتند و قانع کردن آنها به ضرورت این اقدامات دشوار بود. اما با استمرار جلسات و تعامل کارشناسان، اکنون پیشرفت ملموس حاصل شده و روند مثبت ادامه دارد.
*در افق پیشرو، تمرکز اداره محتوایی بانوان بیشتر بر چه حوزههایی خواهد بود؟ آیا تغییرات اجتماعی و فرهنگی جدید، اولویتهای محتوایی را تحت تأثیر قرار میدهد؟
بله، قطعاً. در برنامههایی مانند رویداد ملی «یاقوت» و دیگر اقدامات محتوایی، همواره بررسی میکنیم که جامعه در حوزه زنان به چه موضوعاتی نیاز دارد. یکی از محورهای مهم، رصد تحولات قانونی است؛ مانند طرح مهریه، سند سلامت جنسی زنان و دیگر قوانین مرتبط با حوزه زنان. این مسائل شاید در ظاهر حقوقی باشند، اما اثرات فرهنگی و اجتماعی آنها در میدان عمل، چند سال بعد آشکار میشود.
ما تلاش میکنیم در مرکز راهبری و همآهنگی بانوان، تمام اقدامات و محتواها بهروز و متناسب با شرایط روز باشد؛ از آموزش مبلغات، فعالیتهای قرآنی و مساجد گرفته تا مسائل روز جامعه زنان. نمونه موفق آن، کتاب «دقیقه نود» در حوزه حجاب است که پیامهای آن در جامعه اثرگذاری خوبی داشته است. این کتاب را با همکاری آقای افراز تهیه کردیم و برای اجرای سناریوی آن در صدا و سیما نیز دعوت شدیم تا پیامها به شکل عملی در جامعه پیاده شود.
به طور کلی، مدل کاری ما در مرکز راهبری و همآهنگی بانوان مبتنی بر نیازهای روز و تغییرات فرهنگی است و هرگاه محتوای جدیدی مورد نیاز باشد، تولید و در استانها ارائه میشود تا اثرگذاری واقعی داشته باشد.
2026-05-16
T
T